فرماندار کل استرالیا نماینده پادشاه استرالیا، در حال حاضر چارلز سوم است. فرماندار کل نقش های قانون اساسی و تشریفاتی زیادی در نظام سیاسی استرالیا دارد که در آن نمایندگی مستقلی دارند. با این حال، آنها عموماً طبق کنوانسیون موظفند به توصیه نخست وزیر و شورای اجرایی فدرال عمل کنند. آنها همچنین از طریق شناخت افراد و گروههای شایسته و نمایندگی کل ملت، نقش اجتماعی مهمی دارند. فرماندار کل فعلی سام ماستین است.
وظایف مهم فرماندار کل شامل موافقت سلطنتی برای لوایح تصویب شده توسط مجالس پارلمان، صدور نامه برای انتخابات، اعمال قدرت اجرایی به توصیه شورای اجرایی فدرال، انتصاب رسمی مقامات دولتی، به عنوان فرمانده کل نیروهای دفاعی استرالیا عمل می کند و افتخارات استرالیا را اعطا می کند.
تقریباً در همه موارد، فرماندار کل فقط قدرت قانونی را مطابق با اصول سیستم وست مینستر و دولت مسئول اعمال می کند. این امر مستلزم آن است که از نظر سیاسی بی طرف بمانند و فقط مطابق با پارلمان یا به توصیه وزرا عمل کنند. با این حال، در برخی شرایط محدود، فرماندار کل میتواند از اختیارات ذخیره، به ویژه در طول بحران قانون اساسی استرالیا در سال 1975 اعمال کند.
این موقعیتها اغلب بحثبرانگیز هستند و استفاده از این قدرتها و ادامه وجود آنها همچنان مورد بحث است. فرماندار کل در نقش تشریفاتی و اجتماعی خود نماینده کل ملت است. در داخل کشور، این نقش مستلزم شرکت در خدمات و مراسم بزرگداشت، حمایت از سازمانهای اجتماعی و میزبانی رویدادها در یکی از دو اقامتگاه رسمی (خانه دولتی در کانبرا و خانه دریاسالاری در سیدنی) است.
در سطح بین المللی، فرماندار کل استرالیا را با سفر به رویدادهای مهم و با انجام و دریافت بازدیدهای ایالتی نمایندگی می کند. فرماندار کل توسط یک ستاد به ریاست دبیر رسمی پشتیبانی می شود.فرماندار کل توسط نخست وزیر انتخاب می شود، اما به طور رسمی توسط پادشاه استرالیا به توصیه نخست وزیر منصوب می شود.
دوره آنها ثابت نیست، اما آنها معمولا به مدت پنج سال خدمت می کنند. از فدراسیون در 1901 تا 1965 یازده نفر نفر از 15 فرماندار کل اشراف بریتانیایی بودند. با این حال همه از آن زمان شهروند استرالیا بوده اند. فرماندار کل فعلی، سامانتا ماستین ، پس از دام کوئنتین برایس دومین زنی است که این پست را در اختیار دارد.
فرماندار کل در انجام وظایف قانون اساسی در تمام قوا نقش اساسی دارد.
قانون اساسی پارلمان مشترک المنافع را متشکل از پادشاه، سنا و مجلس نمایندگان تعریف می کند. با این حال، نقش پادشاه چیزی بیش از عنوانی نیست و فرماندار کل طبق قانون اساسی مسئول اکثر وظایفی است که پادشاه در رابطه با پارلمان بریتانیا انجام می دهد.
اینها شامل قدرت احضار، انحلال و تعلیق پارلمان، صدور نامه برای انتخابات مجلس پایین، برای تشکیل جلسه مشترک، و همچنین قدرت موافقت سلطنتی برای لوایح است. به نام پادشاه فرماندار کل در ادای سوگند و پذیرش استعفای نمایندگان مجلس نیز نقش تشریفاتی دارد.
همه اعضا باید قبل از نشستن بر کرسی خود در حضور فرماندار کل یا شخصی که از طرف آنها منصوب شده است، با پادشاه سوگند یا وفاداری خود را تأیید کنند. روزی که پارلمان باز می شود، فرماندار کل در سنا سخنرانی می کند، که کاملاً توسط دولت نوشته شده است و برنامه قانونگذاری پیشنهادی دولت را توضیح می دهد.
یکی از مهم ترین اختیارات فرماندار کل، قدرت اعطای موافقت سلطنتی به نام پادشاه است. این موافقت به لوایحی که توسط مجالس پارلمان تصویب شده اند، قدرت قانون می بخشد که 28 روز پس از امضا، در تاریخی که بعداً با اعلامیه تعیین می شود یا به نحو دیگری که در قانون پیش بینی شده است، اعمال می شود.
دولت به طور رسمی به فرماندار کل توصیه نمی کند که موافقت خود را بدهد، اما انتظار می رود که آنها مطابق با مجالس منتخب دموکراتیک پارلمان عمل کنند و موافقت هرگز رد نشده است. علاوه بر موافقت با یک لایحه، فرماندار کل همچنین میتواند یک لایحه را برای خشنودی پادشاه رزرو کند، یعنی به پادشاه اجازه میدهد شخصاً موافقت سلطنتی را با یک لایحه پیشنهادی اعلام کند.
هنگامی که فرماندار کل به عنوان نماینده دولت بریتانیا عمل می کرد، این ماده به فرماندار کل اجازه می داد تا لایحه ای را برای بررسی مجدد به دولت بریتانیا ارجاع دهد، که سپس به پادشاه توصیه می کرد که آیا موافقت کند یا خیر.
دولت بریتانیا همچنین می تواند به پادشاه توصیه کند که قانونی را که در دو سال گذشته تصویب شده است، لغو کند و قانون اعلامیه یا پیام فرماندار کل به مجلسین را لغو کند. با این حال، از زمان بهعهده گرفتن حاکمیت کامل و ظهور تاج مستقل استرالیا، دولت بریتانیا دیگر این اختیارات را ندارد و قدرت رزرو تنها گهگاه برای لوایحی که شخص پادشاه را تحت تأثیر قرار میدهد، مانند سلطنت سلطنتی، استفاده میشود.
قانون سبک ها و عناوین و سایر لوایح با اهمیت ملی مانند قانون پرچم 1953 و قانون استرالیا 1986 در نهایت فرماندار کل می تواند لایحه ای را با تغییرات پیشنهادی به مجلس ارجاع دهد. این تنها زمانی اتفاق افتاد که پس از تصویب، دولت متوجه شد که یک لایحه نیاز به اصلاحات بیشتری دارد و از فرماندار کل درخواست میکند که لایحه را به خانه بازگرداند.
بر اساس قانون اساسی، قدرت اجرایی کشورهای مشترک المنافع در اختیار پادشاه است، اما توسط فرماندار کل قابل اعمال است. چنین قدرتی فقط به توصیه وزرا مطابق با اصول دولت مسئول اعمال می شود. این امر به طور رسمی از طریق شورای اجرایی فدرال، هیئتی متشکل از همه وزرای فعلی که به فرماندار کل مشاوره می دهد، رخ می دهد.
چنین توصیه هایی عموماً نتیجه تصمیماتی است که قبلاً در کابینه، بالاترین نهاد اجرایی در استرالیا بالفعل اتخاذ شده است.در حالی که برخی از مقررات در قانون اساسی «فرماندار کل» و برخی دیگر به «فرماندار کل در شورا» ارجاع میدهند، این بدان معنا نیست که در قانون اساسی عنصر اختیار وجود دارد.
این تمایز صرفاً نشان میدهد که قدرتهای پیشین آنهایی بودند که از نظر تاریخی به تنهایی متعلق به سلطنت طبقهبندی میشدند. بسیاری از اختیارات اجرایی نیز بر اساس قانون به فرماندار کل اعطا شده است. این امر به دولت وقت اجازه می دهد تا اقدامات خاصی را انجام دهد که در غیر این صورت نیاز به قانون دارند.
چنین مقرراتی اغلب در مواردی اتخاذ می شود که قانونگذاری ممکن است بسیار کند باشد، مانند اعلام شرایط اضطراری. به عنوان مثال، این اعلامیه به توصیه وزیر بهداشت یک وضعیت اضطراری امنیت زیستی انسانی بر اساس قانون امنیت زیستی 2015 در مارس 2020 به دلیل شیوع بیماری همه گیر COVID-19 بود.
به طور رسمی، فرماندار کل ممکن است از حقوق سنتی پادشاه که توسط باگهوت مشخص شده است استفاده کند:حق مشورت، تشویق و هشدار. با این حال، توانایی عملی برای اعمال این حق محدود است. برخلاف کانادا یا بریتانیا، هیچ سنتی از جلسات هفتگی منظم بین فرماندار کل و نخست وزیر وجود ندارد و در عوض جلساتی به صورت پراکنده بنا به درخواست یا هر یک از طرفین برگزار می شود.
ظرفیت بیشتری برای اعمال نفوذ در جلسات منظم شورای اجرایی فدرال در خانه دولت وجود دارد. اما این امر مستلزم داشتن تجربه حقوقی موجود از سوی استاندار به دلیل حجم مطالب، عدم نیاز به اطلاع مدیران اجرایی و یا در غیر این صورت ارشد در دولت و انتظار برخی از دولت ها از استانداری است. فقط به عنوان یک مهر لاستیکی عمل می کند.
استاندار کل علاوه بر نقش رسمی در قانون اساسی، نقشی نماینده و تشریفاتی دارد، هرچند میزان و ماهیت آن نقش به انتظارات زمان، فرد در مقام مسئول در آن زمان، خواستههای دولت مستقر بستگی دارد و شهرت فرد در جامعه گسترده تر. فرمانداران کل عموماً حامی موسسات خیریه مختلف می شوند، افتخارات و جوایز را اهدا می کنند، برای گروه های مختلف مردم از جمله سفیران به و از کشورهای دیگر میزبانی می کنند و به طور گسترده در سراسر استرالیا سفر می کنند.
سر ویلیام دین یکی از وظایف خود را به عنوان “رئیس عزادار” در مراسم تشییع جنازه برجسته توصیف کرد. رابرت گاران در تفسیر قانون اساسی کشورهای مشترک المنافع استرالیا اشاره کرد که از آنجایی که قوه مجریه استرالیا ماهیت ملی دارد، “فرماندار کل به عنوان یک مقام رسمی رئيس قوه مجريه، اگر نماينده چيزي باشد، به هيچ وجه نماينده هيچ عنصر فدرالي نيست، او تصوير و تجسم وحدت ملي و نماينده ظاهري و مشهود روابط امپراتوري كشورهاي مشترك المنافع است.
اگر فرماندار کل در میان بخشهایی از جامعه محبوبیت نداشته باشد، این نقش میتواند بحثبرانگیز شود. پس از بحران قانون اساسی در سال 1975 نقش عمومی که توسط سر جان کر پذیرفته شد ، به میزان قابل توجهی کاهش یافت.
اظهارات عمومی سر ویلیام دین در مورد مسائل سیاسی باعث ایجاد خصومت نسبت به او شد. و برخی موسسات خیریه خود را از پیتر هالینگورث جدا کردند، پس از اینکه موضوع مدیریت او در پروندههای سوء استفاده جنسی در زمان او به عنوان اسقف اعظم انگلیکن بریزبن موضوع بحثبرانگیز شد.
فرماندار کل از طرف استرالیا بازدیدهای ایالتی از خارج از کشور انجام می دهد که طی آن یک مدیر دولت منصوب می شود. حق فرمانداران کل برای انجام بازدیدهای ایالتی در کنفرانس امپراتوری 1926 تأیید شد ، زیرا انجام بازدیدهای دولتی از طرف کشورهایی غیر از بریتانیا برای حاکمیت غیرممکن بود.
با این حال، یک فرماندار کل استرالیا از این حق تا سال 1971 استفاده نکرد، زمانی که پل هاسلاک از نیوزیلند بازدید کرد. جان کر جانشین هاسلاک به هشت کشور سفر کرد، اما جانشین کر، زلمان کوون، تنها یک سفر دولتی به پاپوآ گینه نو انجام داد زیرا میخواست بر سفر در استرالیا تمرکز کند.
همه فرمانداران کل بعدی در زمان حضور در سمت خود سفرهای گسترده ای داشته اند و چندین بازدید ایالتی داشته اند. گهگاه فرمانداران کل تورهای گسترده ای را برای بازدید از چندین کشور انجام داده اند، به ویژه در سال 2009 زمانی که کوئنتین برایس از 9 کشور آفریقایی در 19 روز بازدید کرد.
فرماندار کل سفیران استرالیا را از طریق ارسال استوارنامه رسمی به سران ایالت ها و دولت ها تأیید می کند و به طور مشابه نامه های خارجی را در طی مراسم استوارنامه دریافت می کند. برای سران مأموریت در بدو ورود به کانبرا. قبل از سال 1987 انتصاب سفیر و کمیساریای عالی به طور رسمی توسط پادشاه انجام می شد.
بر اساس بخش 68 قانون اساسی، فرماندهی کل نیروهای نظامی استرالیا “به فرماندار کل به عنوان نماینده ملکه واگذار شده است”. دیدگاهها در مورد تأثیر این بخش متفاوت است، از صرفاً ساختن فرماندار کل «در واقع چیزی بیش از یک حامی با جلال از نیروهای دفاعی» تا تبدیل فرماندار کل به رئیس نهایی زنجیره فرماندهی نظامی که ممکن است اگر قرار است از ارتش برای اهداف سیاسی داخلی استفاده شود، نفوذ کرده یا استفاده از آن را انکار کنند.
فرماندار کل سابق سر نینیان استفان اظهار داشت که نظر وی در مورد این بخش این است که فرماندهی ارتش را شخصاً به فرماندار کل می سپارد، اما فقط تا حدی که قدرت دستور دادن یا فراخوانی را داشته باشد.
ارتش به مشاوره رسمی از شورای اجرایی فدرال نیاز ندارد، بلکه به توصیه مستقیم وزیر مربوطه نیاز دارد. اختیارات دیگری در قانون نیروی دفاعی 1903 وجود دارد، مانند قدرت تعیین رئیس نیروی دفاعی ، فراخوانی نیروی دفاعی، و اعلام زمان جنگ، که به عنوان اجرایی عادی اعمال می شود.
قدرت در مشاوره علاوه بر این، همه افسران توسط فرماندار کل به نمایندگی از پادشاه با یک کمیسیون امضا شده شخصی منصوب می شوند. در جنگ جهانی دوم، ابهاماتی در مورد اینکه آیا فرماندار کل قدرت اعلان جنگ را دارد یا خیر وجود داشت، به طوری که در ابتدا توسط رابرت منزیس فرض شد که اعلام جنگ توسط بریتانیا به طور خودکار در مورد استرالیا و همچنین بخشی از بریتانیا اعمال می شود.
امپراتوری با این حال، در سال 1941 نظر تغییر کرد و دولت کرتین به فرماندار کل توصیه کرد که به چندین قدرت محور اعلان جنگ دهد. هنوز مشخص نبود که آیا فرماندار کل دارای قدرت قانون اساسی برای اعلان جنگ است یا خیر، بنابراین علاوه بر درخواست واگذاری اختیارات توسط پادشاه به فرماندار کل، دولت همچنین از پادشاه جورج ششم درخواست کرد که اعلامیههای مشابهی در مورد جنگ صادر کند.
از طرف استرالیا از زمان جنگ جهانی دوم هیچ اعلامیه رسمی جنگی صادر نشده است، اگرچه اعلامیه های دیگری در مورد شروع و پایان زمان “خدمت فعال” در سایر درگیری ها ارائه شده است. اختیارات فرماندهی کل به فرماندار کل واگذار میشود تا «فرماندار کل در شورا»، با این حال این امر نشاندهنده عنصر اختیار شخصی در اعمال آنها نیست.
با این حال، در سال 1970 فرماندار کل، پل هاسلاک، درخواست نخست وزیر جان گورتون را برای اجازه دادن به مأموریت صلحبانی هنگ جزایر اقیانوس آرام در قلمرو پاپوآ و گینه نو ، به این دلیل که کابینه مشورت نشده بود، رد کرد. گورتون موافقت کرد که موضوع را به وزرای خود بدهد و در جلسه کابینه موافقت شد که نیروها فقط در صورت درخواست مدیر قلمرو باید فراخوانده شوند.
این اتفاق نیفتاد مالکوم فریزر، وزیر دفاع، که با این فراخوان مخالفت کرد، مسئول اطلاع دادن هاسلاک از عدم مشورت نخست وزیر بود. این حادثه به استعفای فریزر از کابینه در سال 1971 و پس از آن از دست دادن نخست وزیری توسط گورتن کمک کرد.
از فرماندار کل به طور کلی دعوت می شود تا حامی سازمان های خیریه و خدماتی مختلف شود. از نظر تاریخی فرماندار کل به عنوان پیشاهنگ ارشد استرالیا نیز خدمت کرده است. رئیس پیشاهنگی توسط کمیته اجرایی ملی انجمن پیشاهنگی معرفی می شود و توسط رئیس انجمن پیشاهنگی برای پذیرش این انتصاب دعوت می شود. بیل هیدن به دلیل بی خدایی که با قول پیشاهنگی ناسازگار بود، این مقام را رد کرد. با این حال او به عنوان حامی انجمن در طول دوره مسئولیت خود خدمت کرد.
در حالی که فرماندار کل نماینده پادشاه است، همانطور که در بخش 2 قانون اساسی پیش بینی شده است، اختیاراتی که آنها اعمال می کنند صرفاً توسط قانون اساسی اعطا می شود. با این حال، این امر همیشه صادق نبود، زیرا بخش 2 همچنین مقرر میدارد که فرماندار کل میتواند اختیارات دیگری را، مشروط به قانون اساسی، اعمال کند که پادشاه میتواند آنها را واگذار کند.
علاوه بر این، نامه های اولیه ثبت اختراع ملکه ویکتوریا با وجود تعیین تکلیف آنها در قانون اساسی، به ایجاد و قدرت بخشیدن به دفتر فرماندار کل اشاره داشت. این موضوع در اوایل سال 1901 توسط جان کوئیک و گاران در تفسیر معتبر خود از قانون اساسی مطرح شد و خاطرنشان کردند که فرماندار کل استرالیا از سایر فرمانداران امپراتوری با این واقعیت متمایز می شود.
“اصل و مهمترین اختیارات و وظایف او، قانونگذاری و همچنین اجرایی، صراحتاً توسط خود قانون اساسی به او اعطا می شود. نه توسط قدرت سلطنتی، بلکه توسط مقام قانونی این دیدگاه توسط اندرو اینگلیس کلارک ، قاضی ارشد دادگاه عالی تاسمانی نیز وجود داشت که به همراه دبلیو دانشگاه ملبورن، با این فرض که نامههای ثبت اختراع و دستورالعملهای سلطنتی صادر شده توسط ملکه ویکتوریا غیرضروری یا حتی قانونی بودن مشکوک هستند.
علاوه بر این، قبلاً نیز اعتقاد بر این بود که پادشاه اختیارات خاصی مانند اختیارات اعلان جنگ، انتصاب افسران دیپلماتیک و اعطای منشورهای انشایی را حفظ کرده است و به این ترتیب این اختیارات به طور جداگانه به فرماندار کل طبق بخش 2 واگذار شده است.
تفسیر فعلی قانون اساسی این است که تمام اختیارات سلطنتی توسط فرماندار کل طبق بند 61 قابل اعمال است و با توجه به این موضوع، اعطای اختیارات اضافی در سال 1987 پایان یافت استاندار کل، اینها صرفاً انتصاب مدیر را در صورت غیبت یا ناتوانی استاندار فراهم می کند و استاندار کل را ملزم به ادای سوگند یا تصدیق بیعت و منصب می کند.
برخی مقررات در قانون اساسی مقرر می دارد که فرماندار کل، به ویژه به عنوان نماینده پادشاه، فرماندهی کل ارتش را بر عهده دارد و قادر به اعمال قدرت اجرایی دولت فدرال است.موریس بایرز، وکیل کل کشورهای مشترک المنافع در سال 1974 اظهار داشت: “نسخه قانون اساسی این است که قدرت اجرایی توسط فرماندار کل قابل اعمال است، اگرچه در اختیار ملکه است.
و این توسط نماینده ملکه قابل اعمال است، نه نماینده یا نماینده او گزارش کمیسیون قانون اساسی در سال 1988 توضیح داد: فرماندار کل به هیچ وجه نماینده ملکه نیست. استقلال دفتر با تغییراتی که در سالهای اخیر در اسناد سلطنتی مربوط به آن ایجاد شده است برجسته می شود.” تغییرات در سال 1984 هنگامی که پتنت و دستورالعمل نامه های ملکه ویکتوریا لغو شد و با نامه های جدید ثبت اختراع جایگزین شد.
به توصیه نخست وزیر باب هاوک، که اظهار داشت که این موقعیت فرماندار کل را بر اساس قانون اساسی روشن می کند ، رخ داد. این مورد حتی زمانی که حاکم در کشور است نیز وجود دارد. قانون اساسی صراحتاً اختیار یا وظیفه ای را برای انجام تعدادی از وظایف ولیعهد در قوه مقننه و دولت مجریه مشترک المنافع به فرماندار کل واگذار کرده است. قدرت اجرایی کشور مشترک المنافع، بر اساس بند 61 قانون اساسی، اعلام شده است.
به ملکه واگذار شود. همچنین، در همان بخش، توسط فرماندار کل به عنوان نماینده ملکه به عنوان “قابل اجرا” اعلام شده است. در مواجهه با این ماده، من احساس میکنم دشوار است که ادعا کنم ملکه، حتی با وجود حضور در استرالیا، میتواند شخصاً وظایف دولت اجرایی را که به طور خاص توسط قانون اساسی به فرماندار کل واگذار شده است، انجام دهد.
پادشاه اقدامات فرماندار کل سر جان کر را در برکناری نخستوزیری و دولت گوف ویتلام در جریان بحران قانون اساسی استرالیا در سال 1975 لغو نکرد، با این استدلال که منشی خصوصی ملکه این کشور معتقد بود که قدرت مأمور کردن نخستوزیر «به وضوح» است.
در صلاحیت فرماندار کل قرار می گیرد و ملکه هیچ نقشی در تصمیماتی که فرماندار کل باید طبق قانون اساسی اتخاذ کند، ندارد. در یک سخنرانی به موسسه سیدنی، ژانویه 2007 در ارتباط با آن رویداد، سر دیوید اسمیت، دبیر رسمی بازنشسته فرماندار کل استرالیا که در سال 1975 دبیر رسمی کر بود، قانون اساسی را به عنوان اعطای قانون اساسی توصیف کرد.
اختیارات و وظایف رئیس دولت استرالیا بر فرماندار کل در “حق خودش. وی با بیان اینکه فرماندار کل بیش از یک نماینده حاکمیت است، توضیح داد: بر اساس بند 2 قانون اساسی، فرماندار کل نماینده ملکه است و اختیارات و وظایف خاص سلطنتی را اعمال می کند؛ بر اساس بند 61 قانون اساسی فرماندار.
فرمانداران کل به واسطه تصدی این سمت از امتیازات مختلفی برخوردار هستند. اینها شامل حق زندگی در خانه دولت، یا Admiralty House، سیدنی دو اقامتگاه رسمی صاحبان دفتر هستند. برای حمل و نقل، فرماندار کل به یک لیموزین رولزرویس فانتوم VI برای مناسبت های تشریفاتی یا یک BMW سری 7 زرهی برای کارهای رسمی عادی دسترسی دارد.
این خودروها پرچم فرماندار کل استرالیا را به اهتزاز در می آورند و تاج سنت ادوارد را به جای پلاک نشان می دهند. در اصل، دو فانتوم پس از خرید در دهه 1970 برای استفاده در تورهای سلطنتی در دسترس بودند.
یکی از این خودروها در سال 1995 به یک پزشک سیدنی فروخته شد، که قبلاً ملکه را در یک تور سلطنتی حمل می کرد و بعداً هنگامی که سر جان کر را در سال 1975 حمل کرد، با تخم مرغ پرتاب شد. پس از آن خودرو به مسافت تقریباً 15000 کیلومتری وارد شد.
رالی طولانی پکن تا پاریس، جایی که به “تاکسی لیزی” معروف شد و مقام چهارم را کسب کرد. این خودرو اکنون متعلق به لیندسی فاکس است و اغلب به عنوان بخشی از مجموعه خودروهای کلاسیک فاکس در انبار کوئینز، ملبورن به نمایش گذاشته می شود.
حقوق فرماندار کل در ابتدا توسط قانون اساسی تعیین شده بود که مبلغ سالانه 10000 پوند استرالیا تعیین شده بود تا اینکه مجلس تصمیم دیگری اتخاذ کرد. قانون اساسی همچنین مقرر می دارد که حقوق استانداران در طول مدت مسئولیت آنها قابل تغییر نیست.
حقوق آنها اکنون توسط قانون فرماندار کل 1974 تعیین شده است، که در هر کمیسیون جدید اصلاح شده است تا میزان حقوق فرماندار کل کمی بیشتر از میانگین حقوق رئیس دیوان عالی در دوره بعدی تعیین شود. پنج سال از سال 1995 این میزان برای در نظر گرفتن مستمری موجودی که فرماندار کل آینده در حال حاضر دریافت می کند، کاهش یافته است.
این ماده منجر به افزایش حقوق فرماندار کل فعلی سامانتا ماستین شد که به طور قابل توجهی بیشتر از سایر فرمانداران کل جدید بود، زیرا برخلاف فرماندار کل قبلی دیوید هرلی، او مستمری نظامی دریافت نمی کند. فرماندار کل نیز مستمری سخاوتمندانه ای دریافت می کند.
تا سال 2001 فرمانداران کل بر حقوق خود مالیات بر درآمد پرداخت نمی کردند. این پس از موافقت الیزابت دوم برای پرداخت مالیات تغییر کرد.
شما در استرالیا تنها نیستید. پشت هر تجربه موفق، شبکهای از هموطنان قرار دارد که مسیر را آزمودهاند. به گروه های ایرانیان مقیم استرالیا در تلگرام بپیوندید، پرسشگری کنید و تجربههایتان را به اشتراک بگذارید و فرصتهای همکاری و دوستی بسازید. شروع قوی امروز یعنی فردایی بهتر. همین حالا عضو شوید و اولین قدم را محکم بردارید.